میدونی من کیم؟!





مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد:



«یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»



صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»



کارمند تازه وارد گفت: «نه»



صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»



مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»



مدیر اجرایی گفت: «نه»



کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت!!!!

 
/ 1 نظر / 21 بازدید
ستارهـ

بیا و باغ امید مرا بهاری کن/ بهار را به رگ شاخسار جاری کن فضای سرد و سیاه سکوت سنگین را / به یک نگاه، پر از نغمه ی قناری کن بیا و دامن این دشت خشک و سوزان را / ز اشک شوق، صفا بخش و آبیاری کن نیاز نیست که بیگانه یار من باشد / تو یار باش در این روز گار و یاری کن ☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★ سلام بر همکار گرامي وبلاگ بسيار خوبي داريد واقعا دستتون درد نکنه.... دوست عزيز خوشحال میشیم با حضور گرمتان وب ناقابل مارا سرشار از عشق و محبت خود گردانید. با تشکر: ★☆ ســتارهـ ☆★