موتور روشن

می گویند یک جراح قلب مشهورماشینش خراب شد .

به سراغ مکانیک رفت تاموتور ماشینش را تعمیر کند .

مکانیک در حالی که مشغول تعمیر کردن ما شین بود خطاب به جراح گفت ((استاد .من هم

عین شما کار می کنم .مگر موتور ماشین قلب ماشین نیست  )) .

لوله و رگهایش را بیرون می اورم تعمیرشان می کنم و وقتی کارم تمام شد دوباره موتور

را جمع می کنم .

در ست مثل کاری که شما میکنید پس چرا مردم به شما به عنوان استاد احترام می

گذارند؟

استاد جراح بالبخند گفت ((بله حق با توست . کار تو شبیه کار من است .اما اگر می توانی

مثل من وقتی موتور روشن است این کار را بکن ))

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
محبوب

سلام عزیزم چه وبلاگ قشنگی داری! مطالبش هم خیلی جالبه